معنی نوساخته
7 بازدید
[ نَ / نُو تَ / تِ ] (ن مف مرکب) نوساخت. نوساز. جدیدالبناء. || نورسیده. تازه به دوران رسیده : علی چه کرده بود که بایست با وی چنین رود من روی کار بدیدم این قوم نوساخته نخواهند گذاشت که از پدریان یک تن بماند. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «نوساخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر