معنی نوزه
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (اِ) گریبان جامه. (جهانگیری) (رشیدی). رجوع به نوژه شود. || نوج. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به ناژ و نوژ و نازو شود.[ نُو زِ ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه، در ۲۳ هزارگزی شمال شرقی کدکن و ۲ هزارگزی مشرق کال چوقکی، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۳۲ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و بنشن، شغل مردمش زراعت و گله داری و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «نوزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر