معنی نور گسترانیدن
5 بازدید
[ گُ تَ دَ ] (مص مرکب) نور افشاندن. (فرهنگ فارسی معین). نور گستردن. نور گستراندن. || کنایه از آشکار کردن و دیدن و ظاهر نمودن و گشودن است. || کنایه از التفات کردن است. || کنایه از نیک گفتن است. (از برهان قاطع) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نور گسترانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر