معنی نورپرورده
6 بازدید
[ پَ رْ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) که در نور و روشنی پرورده شده و بالیده است. - نورپروردهٔ چیزی بودن؛ از فیض وجود آن مستفیض شدن : نورپروردهٔ کشف است دلم که یقین پرده گشای است مرا.خاقانی.
کلمات همقافیه با «نورپرورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر