معنی نورباران شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) نور باریدن بر جائی مقدس یا مزاری از ائمه و پیشوایان دین یا قدیسین. || سخت نورانی و روشن شدن. غرق نور و روشنی شدن. || در تداول عامه، زینت یافتن مجلس به درآمدن شخصی بزرگ و مورد احترام بدان: مجلس ما به قدوم شما نورباران شد.
کلمات همقافیه با «نورباران شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر