معنی نوخندان

معنی نوخندان

6 بازدید
[ نَ خَ ] (اِخ) یکی از بخش های شهرستان دره گز است و محدود است از شمال به مرز ایران و شوروی (سابق)، از مشرق به بخش حومه، از مغرب به بخش باجگیران و از جنوب به بخش چاپشلو. این بخش در منطقهٔ کوهستانی سردسیری قرار دارد و قراء عمدهٔ آن در جنوب مرز ایران و شوروی (سابق) واقع است. قراء بخش از آب چشمه و رودخانه مشروب می شوند و چون باران در آنجا به حد کافی است محصولات دیمی خوب به عمل می آید. محصول عمدهٔ دهات این بخش غلات و پنبه و میوه و محصولات دامی از قبیل پوست و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ نَ خَ ] (اِخ) نام قصبهٔ مرکزی بخش نوخندان شهرستان دره گز است. در ۱۳ هزارگزی جنوب غربی دره گز، بر سر راه کلاته به چنار در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۳۴۴۳ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه، محصولش غلات و میوه و پنبه، شغل مردمش زراعت است. مزرعهٔ چمگرد جزو این قصبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ نَ خَ ] (اِخ) نام دهستان مرکزی بخش نوخندان شهرستان دره گز است. جمعیت این دهستان در حدود ۵۸۵۹ تن است. قراء مهم دهستان عبارتند از برج قلعه و دولت شاملو. اغلب دهات این دهستان از رودخانهٔ درونگر مشروب می شوند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «نوخندان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید