معنی نوحه کردن

معنی واژه نوحه کردن

6 بازدید
[ نَ / نُو حَ / حِ کَ دَ ] (مص مرکب) به آواز بلند زاری کردن. (ناظم الاطباء). در عزائی و ماتمی به آواز عزاداری و نوحه خوانی و مرثیه خوانی کردن. شیون برداشتن. فغان و واویلاه کردن : خروشی برآمد ز ایران به درد زن و مرد و کودک همه نوحه کرد.فردوسی. بسی نوحه کردش به روز به شب به سی روز نگشاد بر خنده لب.فردوسی. هر زمان نوحه کند فاخته چون نوحه گری هر زمان کبک همی تازد چون جاسوسی. منوچهری. دیلمی وار کند هزمان دراج غوی ورشان نوحه کند بر سر هر راهروی. منوچهری. مدبر خلفی به خویشتن بر خود نوحه کن از زبان مادر.خاقانی. کاشکی گردون طریق نوحه کردن داندی تا بر اهل حکمت و ارباب فن بگریستی. خاقانی. بوم اعتقاد ایشان که در ظلمت کفر به صدای بدعت نوحه می کرد... (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۸). او دید در این و حسرتی خورد وین دید در آن و نوحه ای کرد.نظامی. همه شب تا به روز این نوحه میکرد غمش بر غم فزود و درد بر درد.نظامی. زاغ پوشیده سیه چون نوحه گر در گلستان نوحه کرده بر خضر.مولوی. با دل خویش درد خود گوئیم نوحه بر سوکوار خویش کنیم. امیرخسرو (از آنندراج). || شیر دوشیدن(؟). (ناظم الاطباء).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید