معنی نوحه‌گری

معنی واژه نوحه‌گری

5 بازدید
[ نَ / نُو حَ / حِ گَ ] (حامص مرکب) زاری و ناله و گریه به آواز بلند. (ناظم الاطباء). عمل نوحه گر. رجوع به نوحه گر شود: ای بلبل جغدگشته وقت است کز نوحه گری نوات جویم.خاقانی. آرزوی تو مرا نوحه گری تلقین کرد کآرزوی تو کنم نوحهٔ تر درگیرم.خاقانی. آن نوحه گری در او اثر کرد او نیز به نوحه دیده تر کرد.نظامی. - نوحه گری کردن؛ نوحه کردن. نوحه خوانی کردن. شیون و فغان برداشتن : هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا کند همی نوحه گری؟خیام. آدم و حوا بخروشیدند و نوحه گری میکردند. (قصص الانبیاء ص ۲۶). چند در چند همی بینم جور چه کنم گر نکنم نوحه گری؟خاقانی.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید