معنی نوحه‌گر

معنی واژه نوحه‌گر

4 بازدید
[ نَ / نُو حَ / حِ گَ ] (ص مرکب) آنکه نوحه می کند. (ناظم الاطباء). که فغان و شیون و زاری کند: من که خاقانیم به باغ جهان عندلیبم ولیک نوحه گرم.خاقانی. دیدم صف ملائکهٔ چرخ نوحه گر چندان که آن خطیب سحر در خطاب شد. خاقانی. چنان غریو برآورده بودم از غم عشق که بر موافقتم زهره نوحه گر می گشت. سعدی. || نوحه خوان. که در مجالس عزا چون مصیبت رسیدگان به آواز شیون و زاری و نوحه خوانی کند: ببارید از دیده خون جگر بنالید همچون زن نوحه گر.فردوسی. هر زمان نوحه کند فاخته چون نوحه گری هر زمان کبک همی تازد چون جاسوسی. منوچهری. تو را بر بام زاری زود خواهد کرد نوحه گر تو بیچاره همی مستی کنی بر بانگ زیر و بم. ناصرخسرو. چرخ گردان بسی برآورده ست نوحه و نوحه گر ز معدن سور.ناصرخسرو. از کردهٔ خود یاد کن و بِگْری ازیرا بر عمر به از تو به تو کس نوحه گری نیست. سنایی. نوحه گر کز پی تسو گوید او نه از دل که از گلو گوید.سنایی. ساخت گرستن چو زن نوحه گر.سوزنی. تا دمی ماند ز من نوحه گران بنشانید وارشیداه کنان نوحه سرائید همه.خاقانی. گر بود در ماتمی صد نوحه گر آه صاحب درد را باشد اثر.عطار. هرگاه که در ماتم من نوحه گر آید ماتم زده باید که بود نوحه گر من.عطار. زاغ پوشیده سیه چون نوحه گر در گلستان نوحه کرده بر خضر.مولوی. || آنکه شیر می دوشد(؟). (ناظم الاطباء).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید