معنی نوبهاری

معنی نوبهاری

4 بازدید
[ نَ / نُو بَ ] (ص نسبی) منسوب به نوبهار. رجوع به نوبهار شود: خور به شادی نوبهاری روزگار می گسار اندر تکوک شاهوار.رودکی. کنار باشد باران نوبهاری را فضایل و هنرش را پدید نیست کنار.فرخی. بگریست بر آن چمن به زاری چون دیدهٔ ابر نوبهاری.نظامی. چون بزم نهد به شهریاری پیدا شود ابر نوبهاری.نظامی. چون است حال بستان ای باد نوبهاری کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری.سعدی. هر ساعت از لطیفی رویت عرق برآرد چون بر شکوفه بارد باران نوبهاری.سعدی. || (اِخ) نام پرده ای است از مصنفات باربد. (از جهانگیری). نام نوائی است از موسیقی. (غیاث اللغات) (برهان قاطع). نوائی است از نواهای باربد. (رشیدی). نام لحن بیست وهفتم از سی لحن باربد. (برهان قاطع) (آنندراج). در فهرستی که نظامی در خسرو و شیرین از سی ویک لحن باربدی آورده، این نام نیست. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): چو برگفتی سرود نوبهاری عرق گشتی گل از بس شرمساری.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «نوبهاری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید