معنی نوبتسالار
5 بازدید
[ نَ / نُو بَ ] (اِ مرکب) سالار نوبت. سرکردهٔ نوبتیان. رجوع به نوبتی شود: و کشتن آن کسان که با وی یار شده بودند به کشتن عم وی شمس الدین علی بن مسعود چون نوبت سالار طاهربن ابی الاسد. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «نوبتسالار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر