معنی نوبتزن
5 بازدید
[ نَ / نُو بَ زَ ] (نف مرکب) نقاره چی. نوبتی. (آنندراج). کسی که طبل می زند. (ناظم الاطباء). که نوبت می نوازد: نوبت زن صبح را چه افتاد کز کوس و دهل نمی کند یاد.نظامی. چو نوبت زن شاه زد کوس جنگ جرس دار زنگی بجنباند زنگ.نظامی. چو نوبت زنت گشت نوبت نواز ز غلغل سر آسمان کرد باز. امیرخسرو (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نوبتزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر