معنی نوبالغ
5 بازدید
[ نَ / نُو لِ ] (ص مرکب) پسری نوبالغ؛ ریدک خواب دیده. دختر نوبالغ؛ عالق. (یادداشت مؤلف). پسر یا دختری که تازه به حد بلوغ رسیده است. تازه بالغ شده. نوبلوغ.
کلمات همقافیه با «نوبالغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لغ» برای سرودن شعر