معنی نوایب
7 بازدید
[ نَ یِ ] (ع اِ) نوائب. مصائب و سختی های زمانه. جِ نائبة. رجوع به نائبة شود: ندانسته ای که چون نوایب ایام و حوادث روزگار مجتمع شود... گوهر آن را بر محک عقل باید زد. (سندبادنامه ص ۹۹). هرکه از علوم تواریخ اعراض کند دست زمانه بر وی دراز شود و از جوانب نوایب روی به وی نهد. (تاریخ بیهقی ص ۱۱). و مردم را از حدت مضارب نوایب نگاه دارد. (تاریخ بیهقی ص ۷).
کلمات همقافیه با «نوایب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر