معنی نواگر
5 بازدید
[ نَ گَ ] (ص مرکب) سازنده و گوینده. (جهانگیری) (رشیدی). خواننده و سازنده. (انجمن آرا) (برهان قاطع). نوازنده. (یادداشت مؤلف). مطرب و سازنده و مغنی و خواننده. (ناظم الاطباء): غ به باغ اندر ندیدند ایچ جانْورغ مگر بر شاخ مرغان نواگر.فخرالدین اسعد.غ نشسته گرد رامینش برابرغ به پیش رام کوسان نواگر.فخرالدین اسعد.غ || آنکه نامه و کتابی را از آغاز تا انجام از حفظ دارد(؟). (ناظم الاطباء). || آنکه کاری را بتمامه انجام می دهد(؟). (ناظم الاطباء).غ
کلمات همقافیه با «نواگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر