معنی نوال

معنی نوال

6 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) عطا. (غیاث اللغات) (آنندراج) (دهار) (منتهی الارب). بخشش. (غیاث اللغات). دهش. (منتهی الارب) (آنندراج): غ زایر ز بس نوال کز او یابد و صلت غ گوید مگر چو من نرسید اندر این دیار.غ فرخی.غ ستوده ای به کمال و ستوده ای به خصال غ ستوده ای به نوال و ستوده ای به سیَر.غ فرخی.غ اندر چلهٔ جهل کمانت شکند تیرغ وَاندر گلوی آز نوالت فکند زه.منوچهری.غ خدایگانی شاهی مظفری ملکی غ که ابر روز نوال است و شیر روز وغا.غ مسعودسعد.غ ایا سپهرنوالی که پیش صدق سخات غ سخای ابر دروغ و نوال بحر دغاست.غ انوری.غ کرده به هنگام حال حلهٔ نُه چرخ چاک غ داده به وقت نوال نقد دوعالم عطا.خاقانی.غ از سفلگان نوال طلب کم کن غ کایشان دم وبال رسان دارند.خاقانی.غ خاقانیا چو آب رخت رفت در سؤال غ مستان نوای کس که وبال آشنای اوست.غ خاقانی.غ از منبع عدل... زلال نوال او چشند. (سندبادنامه ص ۶). عالمیان از مشرب عذب نوال او اغتراف می کنند. (سندبادنامه ص ۱۳۳). معن خود از نوال منصور سلطان زمان خویش بهره مند گردید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۴۶). هرچند در غیر اعیاد نوال او بر عباد بسیار و بی شمار است. (جهانگشای جوینی).غ گر بریزی خون حلالستت حلال غ ور ببخشی هست انعام و نوال.مولوی.غ گر بدادی تشنه را بحری زلال غ بازنگرفتی ز من روزی نوال.مولوی.غ معصیت ورزیده ام هفتاد سال غ بازنگرفتی ز من روزی نوال.مولوی.غ ابونصر سعد آنکه دست نوال غ نهد همتش بر دهان سؤال.سعدی.غ - نوال و نوا: غ گوا توئی که ندارم به کاه برگی برگ غ به اهل بیت ز من چون رسد نوال و نوا؟غ خاقانی.غ ناکسان از تو بانوال ونواغ بی کسان از تو بی نوا و نژند.خاقانی.غ || بهره. نصیب. (منتهی الارب) (آنندراج): غ خبر دارد که روز و شب دو رنگ است غ نوالش گه شکر گاهی شرنگ است.نظامی.غ || سزاوار. صواب. (از منتهی الارب) (از آنندراج). گویند: نوالک أن تفعل کذا، و لیس هذا بالنوال. || (مص) نَوْل. (اقرب الموارد). رجوع به نول شود.

کلمات هم‌قافیه با «نوال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید