معنی نواسه
4 بازدید
[ نَ سَ / سِ ] (اِ) نبیره. فرزندزاده عموماً، دخترزاده خصوصاً. (از برهان قاطع). سبط. (از مهذب الاسماء). عقب. (دستور اللغة) (مهذب الاسماء). نوه. نبه. نبسه. (یادداشت مؤلف). نواشه. (فرهنگ اسدی).
کلمات همقافیه با «نواسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر