معنی نواساز
7 بازدید
[ نَ ] (نف مرکب) مغنی. ساززننده. (ناظم الاطباء). ساززن. (فرهنگ فارسی معین). نغمه پرداز. نوازنده : نواسازی دهندت باربدنام که بر یادش گوارد زهر در جام.نظامی. نواساز خنیاگران شگرف به قانون اوزان برآورده حرف. نظامی. نواسازان چمنِ املا و نغمه پردازان گلشنِ انشاء. (حبیب السیر ص ۱۲۲). || تصنیف ساز. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به نواسازی شود.
کلمات همقافیه با «نواساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر