معنی نوازن
5 بازدید
[ نَ زَ ] (نف مرکب) نوازننده. که آلت موسیقی نوازد. که آهنگی نوازد: گر پارسا زنی شنود شعر پارسیش وآن دست بیندش که بدانسان نوازن است. یوسف عروضی. || نغمه سرا. نغمه خوان. دستان سرا: چون دم برآرم از سر زانو به باغ غم از شاخ سدره مرغ نوازن درآورم.خاقانی. || آهنگساز. (فرهنگ فارسی معین).[ نَ زَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فراهان بخش فرمهین شهرستان اراک، در ۱۸ هزارگزی جنوب غربی فرمهین در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۴۵۲ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و بنشن و انگور و ارزن و محصولات صیفی، شغل مردمش زراعت و گله داری و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «نوازن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر