معنی نوازغ
6 بازدید
[ نَ زِ ] (ع ص، اِ) جِ نازغة. (معجم متن اللغة): سبب ذعری که در صمیم دل او متمکن گشته بود و خیالی که به حواشی خاطر او متطرق شده بود و نوازغ ظنون عنان طمأنینت و سکون از دست او ستده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۵۶). از سر بصیرت بر نوازغ نحل و بدایع ملل انکار بلیغ کردی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹۸).
کلمات همقافیه با «نوازغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زغ» برای سرودن شعر