معنی نوازشکنان
7 بازدید
[ نَ زِ کُ ] (ق مرکب) به مهربانی. به لطف. در حال نوازش کردن و نواختن : نوازش کنانش ملک پیش خواند ملک وار بر کرسی زر نشاند.نظامی.
کلمات همقافیه با «نوازشکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر