معنی نواخوان
6 بازدید
[ نَ خوا / خا ] (نف مرکب) نغمه گر. نغمه سرا. خواننده. مغنی : مائیم مرغ عرش که بر بانگ ما روند مرغان شب شناس نواخوان صبحگاه. خاقانی. || آنکه کیف کرده و برای خود آواز می خواند. || آنکه تحقیر و استهزا می کند دیگری را و تقلید می کند بانگ و آواز آن را، و آنکه مانند سرود دیگری می سراید. (ناظم الاطباء). رجوع به نواخوانی شود.
کلمات همقافیه با «نواخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر