معنی نواح
5 بازدید
[ نُ ] (ع مص) گریه و ماتم نمودن به آواز بلند. (از آنندراج). نوح. نیاح. نیاحة. مناحة. (از اقرب الموارد). رجوع به نیاحة شود.[ نَ وْ وا ] (ع ص) بسیار نوحه و زاری کننده. || (اِ) پرنده ای است شبیه قمری. (از اقرب الموارد).[ نُ وْ وا ] (ع اِ) مأخوذ از تازی، به معنی: نواحی و حوالی و محال و ساحل و کنار دریا. (ناظم الاطباء). رجوع به نواحی شود.
کلمات همقافیه با «نواح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر