معنی نوآمده
5 بازدید
[ نَ / نُو مَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نوآمد. نورس. نورسیده. نوزاد: حال این نوآمدگان نیز نیکو پرسیده آید. (تاریخ بیهقی ص ۴۸۱). این جدل نیست با نوآمدگان که ز دیوان من خورند ادرار.خاقانی.
کلمات همقافیه با «نوآمده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر