معنی نهیو
4 بازدید
[ نِ / نَ هی وْ ] (اِ) نهیب. ترس. بیم. (رشیدی) (از جهانگیری) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج). رجوع به نهیب شود: چو ساربان شه نیمروز سر برکردبه تختگاه افق خورد شاه شام نهیو. آذری (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نهیو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یو» برای سرودن شعر