معنی نهیم
8 بازدید
[ نَ ] (ع ص) نیک آزمند خوردن و گرسنه چشم که سیر نشود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). که به نَهَم مبتلاست. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به نَهِم شود. || (اِ) آوازی است و توعدی و زجری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). صوتی است شبیه زحیر. صوت توعد و زجر شبه انین. (از متن اللغة). || بانگ شیر و فیل. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). صوت فیل. (از متن اللغة). || (مص) زجر کردن به بانگ و راندن در راه ستور را. (از منتهی الارب). نهم. نهمة. (متن اللغة) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به نَهم شود. || غریدن و بانگ کردن فیل. نهم. (منتهی الارب) (از متن اللغة). رجوع به نَهم شود.
کلمات همقافیه با «نهیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر