معنی نهیة
4 بازدید
[ نُ هْ یَ ] (ع اِ) خرد. (ترجمان علامه جرجانی ص ۱۰۱) (منتهی الارب) (دهار) (مهذب الاسماء). عقل. (منتهی الارب) (متن اللغة) (اقرب الموارد). ج، نُهی ََ. || سوراخ. سرمیخ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سوراخی که در سر میخ است برای گذراندن ریسمان . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || غایت چیزی و پایان آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). غایت و نهایت هرچیز. (از متن اللغة). || (اِمص) بازداشت. (منتهی الارب). اسم است از نَهْیْ. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به نَهْیْ شود.[ نِ هْ یَ ] (ع ص) ناقة نهیة؛ ناقهٔ نیک فربه. (منتهی الارب). بغایت فربهی و چاقی رسیده . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). نَهّیَة. (متن اللغة).[ نَ هی یَ ] (ع ص) ناقة نهیة؛ ناقهٔ به پایان فربهی رسیده. (منتهی الارب). نِهیَة. به غایت چاقی رسیده . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || جزور نهیة؛ ضخمة سمینة. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شتر کشتنی ستبر و فربه. (ناظم الاطباء). درشت اندام و فربه.
کلمات همقافیه با «نهیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر