معنی نهق
6 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) گیاهی است شبیه جرجیر. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رستنی را گویند که پیوسته در آب می باشد و به عربی کرفس الماء و جرجیرالماء خوانند. (برهان قاطع). نَهَق. (متن اللغة) (اقرب الموارد). یا نَهَق. جرجیر دشتی است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). واحد آن نهقة است. (از اقرب الموارد). قرةالعین است و نزد بعضی جرجیر است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). گیاه او را ساق دراز بود و رنگ گل او سرخ باشد و برگ نبات او پهن باشد. خوردن او معتاد نیست. (از ترجمهٔ صیدنهٔ بیرونی). || مرغی است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پرنده ای است با پا و منقار دراز و گردن کشیده و خاکستری رنگ. تأنیث آن نَهقَة است. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || بانگ خر. نهیق. نهاق. تنهاق. (از متن اللغة). رجوع به نهیق و نهاق شود. || (مص) بانگ کردن خر. نهاق. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نهیق. تنهاق. (اقرب الموارد). رجوع به نهیق و نهاق شود.[ نَ هَ ] (ع اِ) جرجیر بری. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). رجوع به نَهق و فرهنگ دزی ج ۲ ص ۷۳۰ شود.
کلمات همقافیه با «نهق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هق» برای سرودن شعر