معنی نهف
5 بازدید
[ نَ ] (ع مص) سرگشته شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). متحیر گشتن. (از اقرب الموارد). || (اِمص) سرگشتگی. آشفتگی. حیرت. (ناظم الاطباء). تحیر. (متن اللغة) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نهف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هف» برای سرودن شعر