معنی نهشتن
4 بازدید
[ نِ هِ تَ ] (مص) نهادن. گذاشتن. نهستن. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نشاندن. نصب کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نهشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر