معنی نهش

معنی نهش

6 بازدید
[ نَ ] (ع مص) به دندان پیش گزیدن چیزی را و برکندن. (منتهی الارب). عض. (اقرب الموارد). به دندان پیش گرفتن. (غیاث اللغات) (از اقرب الموارد). || گزیدن مار و سگ و غیره. (غیاث اللغات) (آنندراج). گزیدن مار و عقرب. (از اقرب الموارد). گزیدن مار. (تاج المصادر بیهقی). لسع. (اقرب الموارد). || در مشقت انداختن زمانه کسی را و از بیخ برکندن. (از منتهی الارب). در مشقت و سختی انداختن کسی را روزگار و محتاج کردن او را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || باریک شدن بازوان کسی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِمص) اندکی گوشت ران. (مهذب الاسماء). رجوع به معنی قبلی شود. || گزیدگی. لسع. لدغ. (یادداشت مؤلف). || (اِ) اسم عربی شقاقل است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). رجوع به دزی ج ۲ ص ۷۲۹ شود. || (ص) نَهِش. نهیش. (متن اللغة). رجوع به نَهِش شود.
[ نَ هِ ] (ع ص) بعیرٌ نهش؛ شتر که در باطن سپل آن نشانی باشد سوای اثرة که بر زمین آشکار گردد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). نَمِش. (اقرب الموارد) (متن اللغة). || نهش الیدین؛ ستور سبک دست، و کذا نهش القوائم. (منتهی الارب). خفیف الیدین. (از اقرب الموارد). ضعیف الیدین و القوائم. (از متن اللغة). || کم گوشت، قلیل اللحم یا آنکه ران لاغر دارد. نَهش. نهیش. (از متن اللغة). رجوع به منهوش شود.

کلمات هم‌قافیه با «نهش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید