معنی نهد

معنی نهد

6 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) هرچیز بلند و برآمده. (منتهی الارب). ناتی ء و مرتفع از هر نوعی. (از متن اللغة). شی ء مرتفع. (اقرب الموارد). || ثدی. پستان را گویند بسبب برآمدگی آن. (از اقرب الموارد). || شیر بیشه. (منتهی الارب). اسد. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || زبد. (اقرب الموارد). نهید. نهیدة. نهدة. (متن اللغة). رجوع به نهدة شود. || (ص) جوانمرد که به معضلات امور آهنگ نماید. (منتهی الارب). مرد کریم که به معالی امور برخیزد. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || اسب نیکو تندار پرگوشت بلند اطراف. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). اسب بلند. (مهذب الاسماء). اسب بلند و توزی. (دستورالاخوان). || زورمند درشت اندام. قوی ضخم. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || (مص) برخاستن بسوی دشمن. نهود. نَهَد. (از منتهی الارب). برخاستن و به قتال با دشمن آغازیدن. (از متن اللغة). قد علم کردن و به پیکار خصم شتافتن. نَهَد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || بزرگ شمردن یا بزرگ کردن هدیه را. (از منتهی الارب). بزرگ داشتن هدیت را. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نَهَد. (اقرب الموارد). || شکل گرفتن و برآمدن بر سینهٔ دخترکان. نهود. (از متن اللغة). رجوع به نهود شود.
[ نُ ] (ع ص، اِ) جِ نهداء. (ناظم الاطباء).
[ نَ / نِ ] (ع اِ) نفقه و هزینه ای که در سفر هر یک از رفیقان برابر یکدیگر برآورند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). هزینه و سهمی که به تساوی همرزمان هنگام مناهده و جنگ با دشمن بپردازند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از ابن اثیر). عون. (متن اللغة).
[ نَ هَ ] (ع مص) نهد. رجوع به نَهْد شود.
[ نَ ] (اِخ) نام طایفه ای است از اعراب. (از انساب سمعانی). قبیله ای است به یمن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «نهد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید