معنی نهجیز
4 بازدید
[ نَ ] (اِ) پیچیدن. (اوبهی). به معنی پیچیدن و پیچ و تاب باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). تاب. پیچ. پیچش. (ناظم الاطباء): چنان ز معدلتش کار مملکت شد راست که شد ز زلف بتان باز وسمت نهجیز. شمس فخری.
کلمات همقافیه با «نهجیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر