معنی نهبندان

معنی نهبندان

3 بازدید
[ نِ بَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش شوسف شهرستان بیرجند که در جنوب خاوری بخش واقع و حد فاصل بین بلوچستان و سیستان در حاشیهٔ کویر لوط واقع است. این دهستان بواسطهٔ خشکی و کمی آب از حیث ارزاق همیشه احتیاج به کمک خارجی دارد و در تمام وسعت آن نقطهٔ حاصل خیز نمی توان یافت. اغلب قنوات آن شور و مانع رشد غلات و سایر نباتات شده و به این جهت حاصل آن نصف سایر نقاط قاین خواهد بود. این دهستان از ۱۱۳ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و مجموع نفوس آن در حدود ۱۹۰۰۰ تن است. قراء مهم آن عبارتند از چهار فرسخ با ۱۴۸۸ تن سکنه و تمام ده ۹۵۴ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ نِ بَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند است در ۳۵ هزارگزی جنوب شوسف و ۷ هزارگزی غرب راه مشهد به زاهدان. در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۳۰۹۷ تن سکنه دارد. آبش از قنات. محصول عمده اش غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «نهبندان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید