معنی نهب

معنی نهب

7 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) غنیمت. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (متن اللغة) (اقرب الموارد). || هرچه به غارت آورده شود. (منتهی الارب). آنچه به غارت بیارند. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). غارتی. منهوب. (یادداشت مؤلف). ج، نهاب، نهوب. || غارت. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) (متن اللغة). سلب. (متن اللغة). قهر و غلبه بر مال. (از اقرب الموارد). یغما. تاراج. تالان. اغاره. (یادداشت مؤلف). چپاول. چپو: بفرمود تا دست نهب و ارهاق و هدم و اطراق بر دیار و امصار او دراز کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۶۱). دست به قتل و نهب آوردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۶۵). || نوعی از رکض. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || استخوان سر زانو، و هما نهبان. (یادداشت مؤلف). رجوع به نهبان شود. || (مص) غارت کردن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (زوزنی) (آنندراج) (منتهی الارب). غنیمت گرفتن. (از منتهی الارب). (از متن اللغة). به قهر و غلبه گرفتن چیزی را. (از ناظم الاطباء). || به سخن گرفتن کسی را. (از منتهی الارب). بد گفتن کسی را. (تاج المصادر بیهقی). || در پی پاشنهٔ مردم گرفتن سگ. (از منتهی الارب). پاشنهٔ پای گرفتن سگ. (تاج المصادر بیهقی). گرفتن سگ عرقوب و پاشنهٔ پای کسی را. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
[ ] (اِخ) دهی است از دهستان افشاریهٔ بخش آوج شهرستان قزوین در ۴۵ هزارگزی شمال شرقی آوج و در جلگهٔ سردسیری واقع است و ۲۹۸ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ خررود، محصولش غلات و کشمکش و بادام، شغل اهالی زراعت و قالی و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «نهب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید