معنی نهامی
5 بازدید
[ نِ می ی / نُ می ی ] (ع اِ) صاحب دیر و کلیسا. (منتهی الارب). راهب. صاحب دیر. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || راه آسان . (منتهی الارب). طریق سهل. (متن اللغة) (اقرب الموارد).[ نَ می ی / نُ می ی / نِ می ی ] (ع ص، اِ) حداد. (متن اللغة) (اقرب الموارد). آهنگر. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). نهام. رجوع به نهام شود. || نجار. (اقرب الموارد) (متن اللغة). درودگر. (منتهی الارب). نهام. رجوع به نهام شود.
کلمات همقافیه با «نهامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر