معنی نهالهگه
4 بازدید
[ نِ / نَ لَ / لِ گَ هْ ] (اِ مرکب) نهاله گاه. رجوع به نهاله و نهاله گاه شود: آن گرد یل نگر که به تیر و سنان گرفت اندر نهاله گه بدل آهوان هژبر.ابوطاهر. از پی خدمت تو تا تو ملک صید کنی به نهاله گه تو راند نخجیر پلنگ.فرخی. به کوه برشد و اندر نهاله گه بنشست خدنگ پیش بزه کرد و نیم چرخ به چنگ . فرخی. نهاله گه شیر آهو چریده گذرگاه شاهین کبوتر گرفته. سید حسن غزنوی.
کلمات همقافیه با «نهالهگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر