معنی ننگین
14 بازدید
[ نَ ] (ص نسبی) معیوب. زشت. (غیاث اللغات) (از برهان قاطع) (از جهانگیری) (ناظم الاطباء). عیب دار. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء): هست پاک و حلال و رنگین روی نه حرام و پلید و ننگین روی.سنائی. || بدنام. (انجمن آرا). باننگ. مخفف ننگ گین. صاحب ننگ. (یادداشت مؤلف). دارای ننگ. رسوا. (فرهنگ فارسی معین). || سرشکسته. (یادداشت مؤلف). || ساده و برهنه . (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ننگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر