معنی ننگنامی
4 بازدید
[ نَ ] (حامص مرکب) بدنامی. سوء شهرت. (فرهنگ فارسی معین): و چنین ننگنامی او در اشیاع ماند. (معارف بهاء ولد ص ۴۹ از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ننگنامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر