معنی ننو
6 بازدید
[ نَ ] (اِخ) نام زنی دلاله و مشهور به طهران. وی اول کسی است که در تهران در سلطنت محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار خانهٔ عمومی کرد. (یادداشت مؤلف).[ نَ / نَ نْ نُ ] (اِ) ننی. بانوج. دوداة. (یادداشت مؤلف). قسمی گهواره که از پارچه یا چرم دوزند و از دو طرف آن را با طناب به دو درخت یا دو دیوار متصل کنند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ننو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر