معنی نمیم
4 بازدید
[ نَ ] (ع مص) سخن چینی کردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۱۰۱). نَمّ. نمیمة. (متن اللغة). رجوع به نم و نمیمة شود. || (ص) غماز. (غیاث اللغات) (آنندراج). سخن چین. (آنندراج). || حرکت. نمیمة. (اقرب الموارد). || صوت کتابت. نمیمة. || کتابت. نمیمة. (اقرب الموارد). || جِ نمیمة. (از مهذب الاسماء). رجوع به نمیمة شود.
کلمات همقافیه با «نمیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر