معنی نموسة

معنی نموسة

6 بازدید
[ نُ سَ ] (ع اِمص) چربی با بوی عرق که در سر پیدا شود. (یادداشت مؤلف). دسومة سهکة تظهر فی الرأس. (بحر الجواهر). در تحفهٔ حکیم مؤمن ذیل «نموس» جمع نمس که «حیوانی است به قدر شغال... و سر او کم موی و بسیار چرب و مظنهٔ آن می شود که تدهیم کرده باشند» آرد: «و نموسه که علتی است در سر بنابر شرکت این صفت مسمی به این اسم است».

کلمات هم‌قافیه با «نموسة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید