معنی نموسة
6 بازدید
[ نُ سَ ] (ع اِمص) چربی با بوی عرق که در سر پیدا شود. (یادداشت مؤلف). دسومة سهکة تظهر فی الرأس. (بحر الجواهر). در تحفهٔ حکیم مؤمن ذیل «نموس» جمع نمس که «حیوانی است به قدر شغال... و سر او کم موی و بسیار چرب و مظنهٔ آن می شود که تدهیم کرده باشند» آرد: «و نموسه که علتی است در سر بنابر شرکت این صفت مسمی به این اسم است».
کلمات همقافیه با «نموسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر