معنی نموده

معنی نموده

6 بازدید
[ نُ / نِ / نَ دَ / دِ ] (ن مف) نشان داده شده. ارائه کرده شده. || واضح کرده. آشکارکرده. (فرهنگ فارسی معین). هویداکرده شده. ظاهرکرده شده. پدیدآمده. (ناظم الاطباء). || جلوه کرده. ظاهرشده. (فرهنگ فارسی معین). || کرده. (ناظم الاطباء). انجام داده. عمل کرده. (فرهنگ فارسی معین). || (اِ) نموذج. (تاج العروس). نمونه. (رشیدی) (جهانگیری). انموذج. مسطوره. نمودار. (یادداشت مؤلف): بنمود خسروان جهان را نموده ای تیغ علاء دولت و دین خسرو جهان. مسعودسعد. و مقابله آن است که به هر دو سو نگریم، اگر آنجا چیزها بود از یک گونه، کمترین بفکنیم وز آنک بیشتر است همچندان نیز بفکنیم و نمودهٔ او مثلاً به یک سو صدودوازده درم است و به دیگر سو سیزده ستیر آهن و دوازده درم. (التفهیم از فرهنگ فارسی معین). از این قدر نگزیرد که بیتی دو بیان کنم که اندکی دلیل بسیاری باشد و مشتی نمودهٔ خرواری. (گلستان). || شاهد. مثال. (یادداشت مؤلف). رجوع به شواهد ذیل معنی قبلی شود.

کلمات هم‌قافیه با «نموده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید