معنی نمو

معنی نمو

7 بازدید
[ نَ مْ وْ ] (ع مص) اسناد دادن و برداشتن حدیث را به سوی کسی. (از ناظم الاطباء). نَمْی. (متن اللغة). رجوع به نَمْی شود. || نسبت دادن کسی را به پدرش. (از ناظم الاطباء).
[ نُ ] (از ع، اِمص) نُمُوّ. رشد. بالش. پرورش : آب عذب دین همی جوشد از او طالبان را زآن حیات است و نمو.مولوی. رجوع به نُمُوّ شود.
[ نُ مُ وو ] (ع مص) بالیدن. (غیاث اللغات). افزون شدن. گوالیدن. (ناظم الاطباء). زیاد شدن. بسیار شدن. (از اقرب الموارد). بالا کردن. رستن. برآمدن. (یادداشت مؤلف). || افزون گردیدن سیاهی یا سرخی خضاب. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || نسبت کردن حدیث را به کسی. (از منتهی الارب) . برداشتن و اسناد کردن حدیث به کسی. (از اقرب الموارد). || (اِمص) افزایش. (غیاث اللغات). افزونی. (دهار). بالش. رویائی. رویش. گوالش. مقابل ذبول. (یادداشت مؤلف): نمو زرع و برکت ریع به قرار معهود بازرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۳۱). || (اصطلاح فلسفه) در فلسفه، نمو عبارت از ازدیاد حجم اجزای اصلی جسم است به واسطهٔ آنچه منضم و داخل در آن می شود به نحوی که طبیعت جسم مقتضی آن است، و یا عبارت از حرکت جسم است به طرف کمال نشو در نوع. بنابراین در نمو آنچه متحرک است ابتداء نوع است و حرکت در صورت شکلیه است. شیخ الرئیس گوید: حرکت در مراتب نمو موجب بطلان کلی صورت قبلی نمی شود، بلکه چیزی باطل شده و چیزی دیگر حادث، و چیزی از آن باقی می ماند. آنچه باقی می ماند صورت نوعیه است و آنچه حادث می شود صورت شکلیه است. پس مرحلهٔ دوم مجموعه ای است از مرحلهٔ اول و آنچه اضافه می شود و نوع شی ء همواره باقی است . (از فرهنگ علوم عقلی ص ۶۰۳). و رجوع به شفا ج ۱ ص ۲۰۷ و مقولات ارسطو ص ۱۱۸ شود. || (اصطلاح ریاضیات) در ریاضیات، تفاضل بین دو مقدار یک متغیر را نمو آن گویند. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «نمو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید