معنی نمرة
5 بازدید
[ نَ مِ رَ ] (ع اِ) ابرپارهٔ خرد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، نَمِر. || نوعی از چادر یمانی. (منتهی الارب). حبرة. (اقرب الموارد). || شمله ای که در آن خطوط سیاه و سفید باشد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || نوعی از چادر پشمین که اعراب پوشند. (منتهی الارب). قیل بردة من صوف تلبسها الاعراب و هی صفة غالبة. (اقرب الموارد). || نامرة. دام صیاد. (منتهی الارب). نامورة. (اقرب الموارد). || پلنگ ماده. (مهذب الاسماء). تأنیث نَمِر. رجوع به نَمِر شود.[ نُ رَ ] (ع اِ) خجک از هر رنگ که باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). نکته. (اقرب الموارد). ج، نُمَر.[ نَ مِ رَ ] (اِخ) موضعی است در عرفات یا کوهی که بر آن انصاب حرم است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نمرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر