معنی نمدیده
4 بازدید
[ نَ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب) چیزی یا محلی که رطوبت بدان رسیده. نمین. نمناک. (آنندراج). چیزی که رطوبت دارد: بود سرمست را خوابی کفایت گل نم دیده را آبی کفایت.نظامی. || چشم گریان. (ناظم الاطباء). || به اصطلاح لوطیان، کنایه از فرج نم (؟). (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نمدیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر