معنی نمدی
4 بازدید
[ نَ مَ ] (ص نسبی) از نمد. چیزهای از نمد کرده. (یادداشت مؤلف). ساخته از نمد. (فرهنگ فارسی معین): کلاه نمدی. || (اِ) بالاپوشی که از نمد سازند و چوپانان و بیابان گردان و ساربانان هنگام سرما یا بارندگی آن را بر دوش یا بر سر کشند. - نمدی آفتاب کردن؛ کنایه از لختی برآسودن و نفسی تازه کردن. گویند: نگذاشت نمدی آفتاب کنیم؛ هنوز از گرد راه نارسیده و اندکی نیاسوده، به کار دیگر فرمان داد.
کلمات همقافیه با «نمدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر