معنی نمتک
6 بازدید
[ نَ مُ ] (اِ) گهر باشد [ ؟ ] و گویند نمتک زعرور باشد به تازی. قریع الدهر: گروهی اند که ندانند باز سیم ز سرب همه دروغ زن و خربطند و خیره سرند نمتک و بُسَّد نزدیکشان یکی باشد از آنکه هر دو به گونه شبیه یکدگرند. (از لغت فرس اسدی ص ۲۹۶). و آلوج نیز گویند، سرخ بود و زرد در کوه روید از درخت. (فرهنگ اسدی نسخهٔ نخجوانی). نمتک زعرور باشد یعنی کوژ. (لغت فرس نسخهٔ نفیسی از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). زعرور بود یعنی آلوچه، گویند سرخ بود و زرد نیز باشد، در کوه روید از درخت. (اوبهی). نمتک، به فتح نون و سکون تاء و کاف، زعرور باشد و آن میوه ای است کوچک و سرخ که از درخت گیل روید. (صحاح الفرس چ طاعتی ص ۱۸۹). نمتک، با اول مفتوح و ثانی مضموم، میوه باشد سرخ رنگ کوچک که آن را گیل سرخ نامند و به تازی زعرور و مثلث العجم نامند. (جهانگیری). نمتک، به فتح و ضم میم و سکون تاء، میوه ای سرخ رنگ کوچک و بعضی گفته اند آلوبالو و در تحفه گوید نوعی از آلوی کوهی که به تازی زعرور گویند، اما در ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان گفته که نلک به معنی آلوی کوهی است. (فرهنگ رشیدی). نمتک، به فتح اول و سکون ثانی و ضم فوقانی و کاف ساکن، میوه ای باشد صحرائی که آن را به عربی زعرور و مثلث العجم گویند، به این اعتبار که دانهٔ او سه پهلوست و در خراسان علف شیران خوانند. و به فتح اول و ثانی هم گفته اند اما به معنی آلوبالو و آن میوه ای است شبیه به گیلاس. و به ضم اول و ثانی چیزی است سرخ مانند مرجان و به این معنی به جای تای قرشت نون هم به نظر آمده است. (برهان قاطع). به فتح و ضم میم و سکون تا، آلوبالو را گویند... از میوه های کوهی نیز نوشته اند. (انجمن آرا) (آنندراج). نَمَتْک؛ آلوبالو و آلوی جنگلی. نَمْتُک، نُمْتُک؛ زعرور و زالزالک. نُمْتُک؛ چیزی سرخ مانند مرجان . (ناظم الاطباء). نَمْتَک، نَمَتْک، نَمْتُک؛ زالزالک. آلبالو. (فرهنگ فارسی معین). آلبالو. آلوی وحشی. آلوچهٔ کوهی. زعرور. نلک. تفاح البری. شجرةالدب. علف خرس. دولانه. کوژ. ردف. آنج. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نمتک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر