معنی نقیه
6 بازدید
[ نَ ] (ع ص) ناقه. ضعیف و به شده از بیماری. (ناظم الاطباء). صاحب نقاهت. (یادداشت مؤلف). از ناخوشی برخاسته. رجوع به ناقه شود.
کلمات همقافیه با «نقیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر