معنی نقیبی
5 بازدید
[ نَ ] (حامص) ریاست. (ناظم الاطباء). || (ص نسبی) منسوب به نقیب.[ نَ ] (اِخ) محمد (سیدمیر...)بن محمد لوحی حسینی موسوی سبزواری اصفهانی، ملقب به مطهر و معروف به نقیبی. از علمای امامیهٔ قرن یازدهم است. او راست: کفایةالمهتدی فی احوال المهدی. رجوع به ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۳۳ و الذریعة ج ۱ ص ۴۲۱ شود.
کلمات همقافیه با «نقیبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر